عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

58

زبدة التواريخ ( فارسى )

به موضع كلپوش نزول فرموده است ، امير سعيد خواجه [ 1 ] و امير مضراب بهادر و امير حسن صوفى و امير جهان ملك و امير فيروزشاه با لشكرها متوجه اردوى اميرزاده اميرانشاه [ گوركان ] گشتند . و سلطان على سبزوارى بعد از انهزام تا به استرآباد رفته بود ، چون خبر وصول رايات همايون اميرزاده اعظم اميرانشاه بهادر شنيد ، فى الحال متوجه آن‌جانب شد . چون امير سعيد خواجه و مضراب بهادر به بساط بوس حضرت مستسعد [ 2 ] « 1 » گشتند و پيغام بندگى حضرت چنانچه شرح داده آمد ، رسانيدند ، اميرزاده سعيد شهيد - طيب الله ثراه - « 2 » با جناب سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - اظهار موافقت و يك جهتى نموده فرمود كه چون حضرت واجب - الوجود تعالى و تقدس جناب برادرى سلطانى را سعادت ازلى و تمكن ابدى مقرر گردانيده است و دولت باقى و نعمت سرمدى كرامت كرده ، محرران ديوان فلك قانون مملكت او را تحرير كرده‌اند و مقرران روز الست از تقرير كار گير و دار او فارغ [ 3 ] شده و منشيان قدر منشور پادشاهى او مسطور دارند و مشيران قضا به قضاياى جهاندارى او رضا داده‌اند تا از قيد [ 4 ] مهد آزاد شده است بند [ 5 ] سكون از قوايم گلگون [ 6 ] « 3 » زمان برداشته و بر بساط شهريارى قوت حركت آمدوشد يافته و بر تصرفات قبض و بسط فرماندهى قادر گشته در همه احوال محمود خصال زندگانى كرده است و مرضى فعال روزگار گذاشته و ما را اميد « سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ [ 1 ] » « 4 » و بشارت « وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً [ 2 ] » « 5 » به سمع تحقيق شنوانيده .

--> [ 1 ] . م و ل : امير سيد خواجه . [ 2 ] . ت : مستشعد . [ 3 ] . ت : قارع . [ 4 ] . ت : بند . [ 5 ] . ت : قيد . [ 6 ] . ل : سكون . [ 1 ] قسمتى از آيه 35 سوره 28 . [ 2 ] قسمتى از آيه 35 سوره 28 . ( 1 ) مستسعد : نيك‌بختى و سعادت جوينده ( غياث ) . ( 2 ) خداوند خاك او را خوش‌بوى كند . ( 3 ) گلگون : مجازا هر اسب بهتر را گلگون گويند . ( غياث ) . نام اسب شيرين معشوقه فرهاد بوده است ( برهان ) . ( 4 ) بازوى ترا به برادرت محكم مىكنيم . ( 5 ) و شما را ( به وسيله آيه‌هاى خويش ) تسلطى مىدهيم .